تبلیغات
بدون سانسور


بدون سانسور
www.2044.mihanblog.com
نویسندگان
نظر سنجی
شبکه های اجتماعی برای شما :





برخی از سایت های اهل سنت و شبكه های وهابی از امیرمؤمنان علیه السلام نقل می‌كنند كه آن حضرت زنان را «ناقص العقل و ناقص الایمان» معرفی كرده است. خواهشمندیم متن كلام امیرمؤمنان را توضیح داده و بفرمایید كه آیا واقعا از نظر ایشان، زنان این نقص را دارند و یا منظور حضرت بیان مطلب دیگری است؟

روی ادامه مطلب کلیک کنید


توضیح سؤال

برخی از سایت های اهل سنت و شبكه های وهابی از امیرمؤمنان علیه السلام نقل می‌كنند كه آن حضرت زنان را «ناقص العقل و ناقص الایمان» معرفی كرده است. خواهشمندیم متن كلام امیرمؤمنان را توضیح داده و بفرمایید كه آیا واقعا از نظر ایشان، زنان این نقص را دارند و یا منظور حضرت بیان مطلب دیگری است؟

پاسخ اجمالی

اولا: امیرمؤمنان علیه السلام در این خطبه هدفش اهانت به شخصیت زنان نیست؛ بلكه بیان تفاوت هایی است كه زنان در انجام عبادات، ارث بردن و شهادت در دادگاه، با مردان دارند.

ثانیا: در منابع اهل سنت همین مطلب از رسول خدا صلی الله علیه وآله نیز نقل شده كه كاملا سخنان امیر مؤمنان منطبق با سخن رسول خدا است.

ثالثا: در روایات صحیح اهل سنت ،‌ وجود زن را شر دانسته و زن را در ردیف سگ سیاه،‌ الاغ، یهودی و مجوسی قلمداد كرده و عبور زن را از جلوی نماز باعث بطلان نماز می‌دانند.

قبل از بیان پاسخ تفصیلی لازم است متن خطبه را ذكر كرده و به تاریخ و موضوع آن اشاره شود.  

نكته اول: متن خطبه

امیرمؤمنان علیه السلام در خطبه80 نهج البلاغه در باره زنان فرمایشاتی دارند كه متن كلامش این است:

مَعَاشِرَ النَّاسِ إِنَّ النِّسَاءَ نَوَاقِصُ الْإِیمَانِ. نَوَاقِصُ الْحُظُوظِ .نَوَاقِصُ الْعُقُولِ.

فَأَمَّا نُقْصَانُ إِیمَانِهِنَّ فَقُعُودُهُنَّ عَنِ الصَّلَاةِ وَ الصِّیَامِ فِی أَیَّامِ حَیْضِهِنَّ.

وَأَمَّا نُقْصَانُ عُقُولِهِنَّ فَشَهَادَةُ امْرَأَتَیْنِ كَشَهَادَةِ الرَّجُلِ الْوَاحِدِ.

وَأَمَّا نُقْصَانُ حُظُوظِهِنَّ فَمَوَارِیثُهُنَّ عَلَى الْأَنْصَافِ مِنْ مَوَارِیثِ الرِّجَالِ.

فَاتَّقُوا شِرَارَ النِّسَاءِ وَ كُونُوا مِنْ خِیَارِهِنَّ عَلَى حَذَرٍ.

وَلَا تُطِیعُوهُنَّ فِی الْمَعْرُوفِ حَتَّى لَا یَطْمَعْنَ فِی الْمُنْكَرِ.

اى مردم همانا زنان در مقایسه با مردان، در ایمان، و بهره‏ورى از اموال، و عقل متفاوتند،

اما تفاوت ایمان بانوان، بر كنار بودن از نماز و روزه در ایّام «عادت حیض» آنان است،

و اما تفاوت عقلشان با مردان بدان جهت كه شهادت دو زن برابر شهادت یك مرد است،

و علّت تفاوت در بهره ورى از اموال آن كه ارث بانوان نصف ارث مردان است.

پس، از زنان بد، بپرهیزید و مراقب نیكانشان باشید،

در خواسته‏هاى نیكو، همواره فرمانبردارشان نباشید،

تا در انجام منكرات طمع ورزند.

نهج البلاغة، خطبه 80

مشاهده سخن فوق و مشابه آن كه در قالب خطبه و یا نامه (بنا به اشاراتی كه بعضی از شارحان نهج البلاغه دارند) و همچنین برخی از كلمات كوتاه كه به نقل از امیر مؤمنان علیه السلام در نهج البلاغه و دیگر كتب روائی و تاریخی آمده است این سؤال و شبهه را بلا فاصله به ذهن منتقل مى‌كند كه آیا به شخصیت و مقام انسانی زن جسارت و اهانت نشده است؟ و اصولا چرا زن را موجودی «ناقص العقل» معرفی مى‌كند؟

هرچند شیعیان و پیروان اهل بیت علیهم السلام معنای دقیق این گونه سخنان را می‌دانند و مطمئنا این شبهات در ذهن شان نیست؛ اما دشمنان اهل بیت به ویژه شبكه های وهابی هر روز این خطبه را دستاویز قرار داده و همواره روی آن مانور می‌دهند.

علت مانور دادن آنها روی این گونه كلمات كه معانی روشنی دارند،‌ این است كه می‌خواهند امیرمؤمنان علیه السلام را مخالف قشر زنان كه نصف جامعه بشریت را تشكیل می‌دهد، نشان دهند و در نتیجه محبت و ولایت آن حضرت را از دل این قشر بیرون سازد.

نكته دوم: تاریخ ایراد خطبه

بیان كاستی‌ها و سرزنش‌های عام امیر مؤمنان از گروه و جامعه زنان پس از حادثه خونین و كمر شكن جمل است كه در این حادثه چهره هائی سرشناس از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله مانند طلحه و زبیر پس از پیمان و بیعت با امام علی علیه السلام و نرسیدن به آرزوهای دنیوی با همراه نمودن همسر پیامبر یعنی عائشه و با شعار خونخواهی از عثمان گروه زیادی از مسلمانان را به كام مرگ كشاندند.

نكته مهم و لازم به ذكر این است كه حركت عائشه با طلحه و زبیر برای بر پا كردن غائله جمل به سود جوامع اسلامی تمام نشده است، و توصیه های پیامبر در باره زنان آن حضرت، به وسیله طلحه و زبیر زیر پا گذاشته شد، و عائشه مى‌بایست فریب آن پیمان شكنان را نمى‌خورد و به نوبت خود به نگهبانی دین در حدود وظائف الهی خود مى‌پرداخت.

 برخى از افراد مایلند صحت انتساب این سخن را به امیر المؤمنین رد كنند، و برخى دیگر به توجیه و تفسیر كلماتش مى‏پردازند، و برخى دیگر آن كلمات و اصطلاحات را به همان مفهوم كه در حال حاضر در میان ما وجود دارد بیان مى‏كنند.

گرد آورنده خطبه ها ونامه ها و سخنان امیر المؤمنین علی علیه السلام، مرحوم سیّد رضىّ (رحمة الله علیه) قبل از ذكر متن سخنان امام می‌نویسد:

ومن خطبة له علیه السلام بعد حرب الجمل فی ذم النساء

 امیر المؤمنین علیه السلام این خطبه را پس از جنگ جمل ایراد نموده است.

نهج البلاغة ، خطب الإمام علی (ع)، ج 1، ص 129

سبط ابن جوزى نیز مى‏گوید: امیر المؤمنین این سخن را پس از جنگ جمل گفته است،

 (تذكرة الخواص: 79)

و در باره تاریخ و زمان ایراد این سخنان گفته اند كه در ماه جمادى الثانی سال 36 بوده است.

ولی در منابع تاریخی و حدیثی دیگر، این خطبه را بخشى از نامه ای مفصّل دانسته‌اند كه امیر المؤمنین علیه السلام آن را پس از سقوط مصر به وسیله عمرو بن عاص و شهادت محمد بن أبى بكر نوشته است، بنا بر این تاریخ نوشتن این نامه و یا ایراد خطبه بعد از ماه صفر سال 38 بوده است.

نكته سوم: موضوع خطبه

این خطبه یكی از معدود سخنانی است كه از زوایای گوناگونی مورد نقد و تحلیل قرار گرفته است ، برخی گفته اند:

نگاه امام به شخصیت زن از ورای حادثه جمل است، چون عائشه جنگی خونینی را با هدف مخالفت با حكومت و خلافت علی علیه السلام، سبب شد؛ لذا امیر مؤمنان علیه السلام كل جامعه زنان را هدف قرار داد.

در پاسخ به این تفسیر باید بگوئیم:

اولا: تخلف و نافرمانی عائشه از نافرمانی و بیعت شكنی طلحه و زبیر شكننده تر نبود؛ بلكه این دو نفر بودند كه او را به خونخواهی عثمان تحریك كرده و به میدان جنگ آوردند، همچنین موضعگیری عائشه در برابر علی علیه السلام سنگین تر از مخالفت‌ها و كارشكنی معاویه و عمرو عاص و خوارج نبود، بنا بر این اگر گفته شود كه این سخن علی علیه السلام به جهت حضور عائشه در صحنه جنگ بوده است، پس باید به همان میزان در مذمت مردان نیز سخن مى‌گفت.

ثانیا: همیشه انسان احساسات تند و كینه جویانه‌اش را نسبت به كسانی ابراز مى‌دارد كه طرف مقابل را در جایگاهی برتر و موقعیت پیروزمندانه ببیند، نه اینكه این احساسات را به كسی نشان دهد كه در حالتی از ضعف و شكست قرار دارد.

ثالثا: منطق انسانی و اسلامی اقتضا دارد كه خطای یك فرد را به عموم سرایت ندهیم، و آیا به شخصی مانند امیر مؤمنان علیه السلام كه دروازه مدینه دانش پیامبر است مى‌توانیم چنین نسبتی بدهیم؟

رابعا: این خطبه را اگر چه امیر المؤمنین علیه السلام در باره عایشه و شركت او در جنگ جمل كه حالتی سرزنش گونه دارد ایراد فرموده است، ولى مخاطبش همه زنان و براى همیشه تاریخ ایراد شده كه تفاوتهای اساسی بین زنان و مردان را بیان مى‌كند.

نكته سوم: تفاوت یا نقصان

استفاده از كلمات و تعابیری مانند «نقص» و مشابه و مترادف با آن، شاید برای بعضی از اذهان ایهام‌آور و موجب خطا در فهم مراد باشد و لذا استفاده از كلمه تفاوت، بار منفی این نگاه را كمتر مى‌كند، و بهتر است بگوئیم فقط جابجائی كلمه صورت پذیرفته است.

اما حقیقت امر این است كه وجود این تفاوتها موضوعی غیر قابل انكار است؛ زیرا تفاوتهای جسمی و روحی زن مانند تفاوتی است كه در اعضای بدن انسان وجود دارد؛ یعنی هر عضوی وظیفه و مسئولیت خاصی را به عهده دارد؛ ولی در عین حال مرتبط به یكدیگر هستند، مثلا چشم انسان عضوی حساس و ظریف و لطیف است كه وظیفه‌اش آگاهاندن انسان از اطراف و جهان بیرون است؛ ولی عضو دیگری مانند پای انسان، عضوی خشن است كه كار چشم را انجام نمى‌دهد و هیچ نقصی برای وی محسوب نمى‌شود، پس تفاوتها نمى‌تواند دلیل نقص باشد.

بنابراین امیر مؤمنان علیه السلام این تفاوتها را در سه محور همراه با بیان فلسفه و علل آن توضیح مى‌دهد.

پاسخ حلی

برای بیان پاسخ حلی باید گفت كه این خطبه به چند محور اصلی تقسیم می شود كه باید به صورت جداگانه توضیح داده شده و پاسخ ارائه گردد.

محور اول خطبه: نقصان یا تفاوت درایمان

اسلام با صراحت كامل و قاطعانه هویت انسانى زن و مرد را متحد میداند.

نصوص قاطعانه قرآن در بیان وحدت هویت انسانى مرد و زن قابل خدشه و تردید نیست. از جمله نصوص روشنگر این وحدت آیات ذیل است:‌

آیه اول: تساوی در خلفت:

یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى‏ وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ. (سوره حجرات، آیه 13)

اى مردم، ما شما را از یك مرد و زن‏ آفریدیم و شما را گروه‏ها و قبائل قرار دادیم، تا یكدیگر را بشناسید و با همدیگر زندگى هماهنگ داشته باشید، با ارزش‏ترین شما نزد خداوند باتقوى‏ترین شما است.

آیه دوم؛ تساوی در گرفتن پاداش بر اساس عمل:

فَاسْتَجابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّی لا أُضِیعُ عَمَلَ عامِلٍ مِنْكُمْ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى‏. (آل عمران: 195)

خداوند آنان را چنین اجابت كرد كه من عمل هیچ یك از عمل كنندگان شما را از مرد و زن ضایع نمی‌كنم.

آیه سوم؛‌ تساوی زن و مرد در كسب ارزشها و صفات عالیه انسانی:

إِنَّ الْمُسْلِمِینَ وَ الْمُسْلِماتِ وَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ الْقانِتِینَ وَ الْقانِتاتِ وَ الصَّادِقِینَ وَ الصَّادِقاتِ وَ الصَّابِرِینَ وَ الصَّابِراتِ وَ الْخاشِعِینَ وَ الْخاشِعاتِ وَ الْمُتَصَدِّقِینَ وَ الْمُتَصَدِّقاتِ وَ الصَّائِمِینَ وَ الصَّائِماتِ وَ الْحافِظِینَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحافِظاتِ وَ الذَّاكِرِینَ اللَّهَ كَثِیراً وَ الذَّاكِراتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظِیماً. (احزاب: 35)

مردان مسلمان و زنان مسلمان، مردان مؤمن و زنان مؤمنه مردان عبادت كننده و زنان عبادت كننده، مردان و زنان راستگو و مردان و زنان شكیبا و مردان و زنان خشوع كننده در برابر عظمت الهى، مردان و زنان بخشاینده، مردان و زنان روزه‏گیر، مردان و زنانى كه عفت خود را حفظ مى‏نمایند، مردان و زنانى كه خدا را فراوان بیاد مى‏آورند، خداوند بر همه آنان مغفرت و پاداش بزرگى را آماده ساخته است.

 با وجود سه آیه فوق و آیات دیگر كه صریحا و بدون كمترین ابهام، مرد و زن را از نظر شخصیت و عناصر و اوصاف عالى و ارزشمند آن، متحد معرفى میكند. اهانت و تحقیر زن یا اسناد اهانت و تحقیر زن به اسلام ناشى از بى‏اطلاعى از مفاد آیات فراوانى است كه در قرآن آمده است. این است بعد انسانى و هویت شخصیتى زن از دیدگاه اسلام.

بنابراین مقصود از عبارت‌ «نواقص الایمان» در كلام حضرت، تفاوت در ایمان به معنای ایمان و اعتقاد به خدا و پیغمبر و دیگر اصول و فروع اعتقادى نیست؛ زیرا آن ایمان در زن و مرد یكسان است و میزان آن را تنها خدا مى‏تواند تعیین كند؛ بلكه ایمان مورد اشاره امیر مؤمنان، بهره بردن از عمل و عبادات و كم شدن نصیب زن بطور قهرى در روزهاى قاعدگى است.

به بیان دیگر، زن در دوران قاعدگى نماز و روزه را ترك مى‌كند. نه این كه زن در دوران قاعدگى فاسق است و عادل نیست، دروغگو است و راستگو نیست، و نه این كه شخصیت اعتقادى او مختل شده است، بلكه به جهت وضع روانى خاصى كه پیدا مى‏كند [و روانپزشكان این وضع روانى را مشروحا مطرح می‌كنند] به جهت لزوم رهائى روان زن از توجه دقیق، كه در حال نماز پیش مى‏آید و لزوم آزاد ساختن دستگاه گوارش و معده در غذا و آشامیدنى‏ها كه در دوران قاعدگى خیلى اهمیت دارد، تكلیف نماز و روزه از زن برداشته مى‏شود.

در عین حال رابطه زن با خدا به وسیله ذكر در نماز بدون احساس فشار از تكلیف معین، محفوظ و دائمى است و او مى‏تواند در اوقات نماز در حال ذكر خداوندى باشد و روزه‏هایى را كه در روزهاى قاعدگى ترك كرده است، در غیر آن روزها قضا نماید.

به توضیحی كه خود حضرت در این خطبه دارد توجه فرمایید:

فَأَمَّا نُقْصَانُ إِیمَانِهِنَّ فَقُعُودُهُنَّ عَنِ الصَّلَاةِ وَ الصِّیَامِ فِی أَیَّامِ حَیْضِهِنَّ.

نتیجه: از این بحث و تحقیق روشن مى‏شود كه مقصود از نقص ایمان زن، نقص رابطه زن با خدا نیست، بلكه مقصود حالت استثنائى موقت است كه زن بجهت حالت عارضى جسمانى كه اغلب با دگرگونى‏هاى روانى توأم میباشد، از فشار تكلیف معین و مقرر رها مى‏گردد.

محور دوم: تفاوت یا نقصان در ارث

عبارت: «نواقص الحظوظ» در فرمایش امام ناظر به تفاوت سوم میان زن و مرد در سهم الارث است كه بر گرفته از این شریفه است:

 یُوصِیكُمُ اللَّهُ فِی أَوْلادِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَیَیْنِ؛ (نساء/ 17)

خداوند در باره فرزندانتان بشما توصیه میكند كه سهم مرد را برابر سهم دو زن باشد.

یا در آیه دیگر آمده است:

فَلِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَیَیْنِ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَكُمْ أَنْ تَضِلُّوا وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَیْ‏ءٍ عَلیمٌ (نساء/176)

و امیر مؤمنان علیه السلام در تفصیل مطلب فرمود:

وَأَمَّا نُقْصَانُ حُظُوظِهِنَّ فَمَوَارِیثُهُنَّ عَلَى الْأَنْصَافِ مِنْ مَوَارِیثِ الرِّجَالِ.

 البته این قانون در همه مسائل ارث كلیت ندارد از آن جمله:

1.  اگر وارث میت فقط پدر و مادر و یك پسر باشد، مال شش قسمت مى‏شود، چهار قسمت را پسر و هر یك از پدر و مادر یك قسمت مى‏برند؛

2. اگر میت چند برادر و خواهر مادرى داشته باشد، مال بطور مساوى میان آنان تقسیم مى‏شود؛

3. سهم الارث فرزندان برادر و خواهر مادرى میان زن و مرد مساوى تقسیم مى‏شود؛

4. اگر وارث میت منحصر به جد و جده مادرى باشد، مال میان آن دو مساوى تقسیم مى‏شود؛

5. اگر وارث میت هم دائى و هم خاله باشد و همه آنها پدر و مادرى یا پدرى، یا مادرى باشند مال به طور مساوى‏ میان آنان تقسیم مى‏شود. و در آن موارد كه مرد دو برابر زن ارث مى‏برد، بدان جهت است كه معمولا زن‏ها كه اداره شئون خانواده را به عهده مى‏گیرند از شركت دائمى در مسائل اقتصادى جامعه و ورود در انواع گوناگون آن مسائل معذور مى‏باشند، لذا تهیه وسایل معیشت آنان براى مردان واجب است، از طرف دیگر مردان در معرض نوسانات اقتصادى از نظر سود و زیان بیشتر قرار مى‏گیرند، در صورتى كه صنف زن مانند مرد در معرض زیان و آسیب اقتصادى نیست و او همواره از نظر معاش تأمین است. به اضافه این كه مهریه‏اى كه زن بمقدار عادلانه از مرد مى‏گیرد، مى‏تواند نوعى جبران سهم الارث او بوده باشد.

محور سوم: نقصان یا تفاوت درعقل

محور سوم كلام امیرمؤمنان علیه السلام (نواقص العقول) است. در توضیح این جمله می‌گوییم:

اولا: چنانكه در مبحث گذشته گفتیم: مقصود از نقص، كاهش ارزشى نیست؛ بلكه عدم تساوى شهادت مرد و زن كه امیر المؤمنین علیه السلام بیان فرموده‏اند، با نظر به محدودیت طبیعى ارتباطات زن با حوادث و رویدادهاى بسیار گوناگون است كه مرد در آنها غوطه‏ور است و توانائى دقت و بررسى عوامل و مختصات و نتائج آنها را بیش از زن دارا می‌باشد و كنجكاوى مرد و نفوذ فكرى او در ریشه‏هاى حوادث یك امر طبیعى است كه در نتیجه قرار گرفتن مرد در امواج گوناگون و تلاطم‏هاى متنوع زندگى، به وجود مى‏آید.

لذا اگر مردى را فرض كنیم كه از قرار گرفتن در امواج و خطوط پر پیچ و خم حوادث‏ زندگى بركنار بوده باشد و این بركنار بودن ارتباطات عادى وى را با جهان عینى و زندگى محدود نماید، بدون تردید شهادت او هم در باره امورى كه معمولا از آنها بركنار است، دچار اشكال مى‏گردد.

به همین جهت است كه شهادت زن‌ها در موارد زیادى حتى بدون تعدد، مساوى شهادت مردها می‌باشد و آن موارد عبارتند از موضوعاتى كه با شهادت و گواهی و اعتراف خود زنها دانسته مى‌شود.

مانند شهادت زن به این كه در روزهاى قاعدگى است یا در روزهاى طهر و این كه بچه‏اى كه در شكم او است مربوط به كدام مرد است و غیر ذلك.

با توجه به توضیح فوق سخن امیر مؤمنان علیه السلام نیز این است:

وَأَمَّا نُقْصَانُ عُقُولِهِنَّ فَشَهَادَةُ امْرَأَتَیْنِ كَشَهَادَةِ الرَّجُلِ الْوَاحِدِ.

نكته قابل تذكر این كه از آن جهت كه زن نگهبان طبیعى و اولى حیات است، خداوند متعال عواطف و احساسات او را خیلى قوى‏تر و متنوع از مرد قرار داده است، زیرا:

اولا: بزرگترین مسئولیت زن آماده كردن محیط زندگی سالم و بستر سازی فضای مناسب و شایسته جهت تربیت نسلهای بعدی است كه ظرافت خاص خودش را دارد و مردها از چنین ظرافتی كم بهره اند.

ثانیا: نشاط روحی حرف اول سلامت روحی و به تبع آن جسمی است كه مرد این نشاط را از محیط خانه گرفته و در ادامه شغل و زندگی اش از آن كمك مى‌گیرد.

ثالثا: سیاست شوهر داری كه در نهایت تملك شوهر به وسیله زن است از مسائل ظریفی است كه روح لطیف و ظریف توانائی آن را دارد.

نتیجه كلى :

نتیجه كلی از  مباحث فوق این است كه هدف امیر مؤمنان علیه السلام بیان تفاوت های شخصیت زن و مرد نیست بلكه اشاره به مختصات رو بنائی زندگی آنها است.

به عبارت دیگر‌: اشاره به تفاوتهایی دارد كه زنان در انجام عبادت، شهادت در دادگاه، و سهم ارث در برخی از موارد است كه این تفاوتها در قرآن كریم نیز ریشه دارد.  

پاسخ های نقضی

پاسخ اول: رسول خدا (ص) زنان را ناقص العقل و دین دانسته است

اگر اهل سنت و شبكه های وهابی این فرمایش امیرمؤمنان علیه السلام را در برابر حقوق زنان علم كرده و بر ضد شیعه و اهل بیت سخن می‌گویند، در صحیح ترین كتابهای آنها یعنی صحیح بخاری نیز رسول خدا صلی الله علیه وآله قبل از امیر مؤمنان علیه السلام زنان را «ناقص العقل و الدین» معرفی كرده است.

بخاری در كتاب صحیش این حدیث را از رسول خدا صلی الله علیه و آله این گونه نقل كرده است:

حدثنا سَعِیدُ بن أبی مَرْیَمَ قال أخبرنا محمد بن جَعْفَرٍ قال أخبرنی زَیْدٌ هو بن أَسْلَمَ عن عِیَاضِ بن عبد اللَّهِ عن أبی سَعِیدٍ الْخُدْرِیِّ قال خَرَجَ رسول اللَّهِ صلى الله علیه وسلم فی أَضْحَى أو فِطْرٍ إلى الْمُصَلَّى فَمَرَّ على النِّسَاءِ فقال یا مَعْشَرَ النِّسَاءِ تَصَدَّقْنَ فَإِنِّی أُرِیتُكُنَّ أَكْثَرَ أَهْلِ النَّارِ فَقُلْنَ وَبِمَ یا رَسُولَ اللَّهِ قال تُكْثِرْنَ اللَّعْنَ وَتَكْفُرْنَ الْعَشِیرَ ما رأیت من نَاقِصَاتِ عَقْلٍ وَدِینٍ أَذْهَبَ لِلُبِّ الرَّجُلِ الْحَازِمِ من إِحْدَاكُنَّ قُلْنَ وما نُقْصَانُ دِینِنَا وَعَقْلِنَا یا رَسُولَ اللَّهِ قال أَلَیْسَ شَهَادَةُ الْمَرْأَةِ مِثْلَ نِصْفِ شَهَادَةِ الرَّجُلِ قُلْنَ بَلَى قال فَذَلِكِ من نُقْصَانِ عَقْلِهَا أَلَیْسَ إذا حَاضَتْ لم تُصَلِّ ولم تَصُمْ قُلْنَ بَلَى قال فَذَلِكِ من نُقْصَانِ دِینِهَا

رسول خدا صلی الله علیه و آله جهت اقامه نماز عید فطر یا قربان از منزل خارج شد، در بین راه به جمعی از زنان برخورد نمود، فرمود: ای گروه زنان صدقه بدهید چون شما را از بیشترین افراد جهنم مى‌بینم، سؤال كردند:  چرا چنین هستیم ای رسول خدا؟ فرمود: فراوان لعن ونفرین مى‌كنید و نسبت به زحمات و خدمات همسرانتان ناسپاس هستید، ناقص در عقل و دین غیر از شما ندیده ام، گفتند: چرا ما زنان از جهت عقل و دین نقص داریم؟ فرمود: مگر شهادت یك زن نصف شهادت یك مرد نیست (شهادت دو زن برابر شهادت یك مرد)؟ عرض كردند: آری، چنین است، فرمود: این بدلیل نقصان در عقل است، سپس فرمود: مگر زن در وقت حیض نماز و روزه را ترك نمى‌كند؟ گفتند: آری، چنین است، فرمود: این بجهت نقصان در دین او است.

صحیح البخاری ،ج 1، ص 116، ح298، كتاب الحیض، بَاب تَرْكِ الْحَائِضِ الصَّوْمَ

همانگونه كه در این روایت می بینیم خود رسول خدا صلی الله علیه وآله نقصان دین و عقل زنان را تفسیر كرده و توضیح داده است.

در خطبه فوق نیز امیر مؤمنان منظورش را همانند رسول خدا صلی الله علیه وآله توضیح داده است.

سؤال ما از وهابیت و شبهه افكنان این است كه شما این توضیحات را نادیده می‌گیرید آنگاه در صدد شبهه پراكنی هستید و كلام آن حضرت را بریده ، در سایت ها و شبكه ها مطرح می‌كنید؟

موفق باشید

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)


برچسب ها: آیا زنان ناقص العقل هستند؟،
دنبالک ها: آیا زنان ناقص العقل هستند؟،
[ یکشنبه 25 اسفند 1392 ] [ 09:57 ق.ظ ] [ با مرام ]

درباره وبلاگ

چه کسی می گوید که گرانی شده است؟
دوره ارزانی است
دل ربودن ارزان
دل شکستن ارزان
دشمنی ها ارزان
تن عریان ارزان
آبرو قیمت یک تکه نان
ودروغ از همه چیز ارزانتر
قیمت عشق چقدر کم شده است
کمتر از آب روان
وچه تخفیف بزرگی خورده قیمت هر انسان !
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :