تبلیغات
بدون سانسور


بدون سانسور
www.2044.mihanblog.com
نویسندگان
نظر سنجی
شبکه های اجتماعی برای شما :





امشب آسمان نشانی از بی نشانها دارد ، زمین میهمان آسمان است، از اوج آسمان ها تا مدینه و مرو ملائک از سماء صف کشیده اند و هلهله  سر می دهند . پرتوى از نور رخشان امامت بر زمین تابید، مژده اى شادی بخش، دلهاى زمینیان را فراگرفت وتاریكناى سلطه گرى و ضلالت به رسوایی  افتاد . 

امشب ، دهم ذی القعده ، شب ولادت هم او که مهر احمدی است و نگین ایران زمین ، به حرم مطهرش وارد می شوی ، با پای دل ! حس غریبی وجودت را فرا می گیرد ، چتر دلت سریر باران می شود و دشت سینه ات پر می شود از باران مهر . چشمها را بنگر ، همه در امتداد حرم بارانی اند . می شنوی ؟ ترانه های بهاری را به گوش جان ؟  سفر شروع شده ؛

روی ادامه مطلب کلیک کنید




مُلك رضا مُلك رضامندى است


السلام علیکم یا محال معرفه الله و الادلاء الله علی الله،مهبط الوحی و اولیاء النعم و ساسه العباد و ابواب الایمان و امناء الرحمن. «انتخاب» ضمن ابراز عشق و ارادت خالصانه و مودت خاضعانه به خاک پای آستان ملک پاسپان و مقدس مولانا و سیدنا و مخدومنا المعظم،الامام الرئوف،حضرت علی بن موسی الرضا (ع) سالگرد ولادت هشتمین مهر سپهر سروری را به همه مسلمانان بویژه شیعیان ایران تبریک عرض می کند.








«الصلاه و السلام علی حجه الله ،ثامن الائمه النجباء السلطان ابالحسن الامام علی بن موسی الرضا المرتضی علیک و علی ابائک الاف التحیه و السلام»

 ضمن ابراز عشق و ارادت خالصانه و مودت خاضعانه به خاک پای آستان ملک پاسپان و مقدس مولانا و سیدنا و مخدومنا المعظم،الامام الرئوف،حضرت علی بن موسی الرضا (ع) سالگرد ولادت هشتمین مهر سپهر سروری را به همه مسلمانان بویژه شیعیان ایران تبریک عرض می کند.

دیـده فرو بسته ام از خاكیان 
تا نـگرم جلـوه افـلاكیـان 

امشب آسمان نشانی از بی نشانها دارد ، زمین میهمان آسمان است، از اوج آسمان ها تا مدینه و مرو ملائک از سماء صف کشیده اند و هلهله  سر می دهند . پرتوى از نور رخشان امامت بر زمین تابید، مژده اى شادی بخش، دلهاى زمینیان را فراگرفت وتاریكناى سلطه گرى و ضلالت به رسوایی  افتاد . 

امشب ، دهم ذی القعده ، شب ولادت هم او که مهر احمدی است و نگین ایران زمین ، به حرم مطهرش وارد می شوی ، با پای دل ! حس غریبی وجودت را فرا می گیرد ، چتر دلت سریر باران می شود و دشت سینه ات پر می شود از باران مهر . چشمها را بنگر ، همه در امتداد حرم بارانی اند . می شنوی ؟ ترانه های بهاری را به گوش جان ؟  سفر شروع شده ؛
 


آشنا سلام ، آقای من سلام ! 

آقای بزرگوار ، احرام حرمت بسته ام ، اما اینبار غریب منم ، من! غریبانه آمده ام :

اینک ای خوب فصل غریبی سرآمد               چون تمام غریبان تو را می شناسند
کاش منهم عبور تو را دیده بودم                  کوچه های خراسان تو را می شناسند 

ای مسیح لاله زار عشق ! شکوه ماندنی ترین قصیده ای که از دیار بی نشان رسیده ای ، دل به زیارت تو اوج می گیرد و پر می شود از غزل و من پر از غوغای رضا ، رضا : 

دوست دارم صدات کنم، تو هم منو نگا کنی      من تو رو نگات کنم , تو هم منو صدا کنی
قربون چشمات برم , از راه دوری اومدم            جای دوری نمیره ، اگه به من نگا کنی
دل من زندونیه , تویی که تنها میتونی             قفس واکنی و پرنده رو رها کنی
میشه کنج حرمت گوشه قلب من باشه          میشه قلب منو مثل گنبدت طلا کنی
تو سرت شلوغه زیر دستیات فراونند               از خدا میخوام, کمی نیگا به زیر پات کنی
تو غریبی و منم غریبم , اما...                        چی میشه دل این غریبه رو با خودت آشنا کنی
دوست دارم تو ایونِ آینه ات از صبح تا غروب       من با تو صفا کنم , توهم منو دعا کنی
به وفای کفترای حرمت                                من میخوام کفتری باشم ,که تنها تو منو هوا کنی
دلمو گره زدم به پنجره ات دارم میرم               دوست دارم تا من میام, زود گره ها رو واکنی
صد هزار دفعه هم شده پای ضریح زار میزنم      تا یه بار دلت بسوزه, دردامو دوا کنی

آقا ! دعایمان کن که راه را از بی راه که با تار مویی از هم جدا شده بشناسیم. ازخدا بخواه به حرمت عظمتت ما را با کسبه دین ، حمله تعصب و عمله ارتجاع همگام نسازد.

آقا! دعای فرج را زیاد می خوانیم . تفسیر آیات استجابتش با شما. 

آقا! نام تو مثل گل ، بوی خدا می دهد. از خدا بخواه ما را لحظه ای به خود وا مگذارد . 


سایه شه مایه خرسـندى است                   مُلك رضا مُلك رضامندى است 
كعبه كجا؟ طَوف حَریمش كجا؟                     نافه كجا؟ بـوى نسیمش كجا؟ 
خاك ز فـیض قدَمش زر شده                        وز نـفسش نافه معطّر شـده 
مـن كیم؟ از خیلِ غلامان او                          دستِ طلب سوده به دامان او 
ذرّه سرگشته خورشیدِ عشق                       مرده، ولى زنده جاویدِ عشق 
شـاه خراسان را دربان منَم                          خـاك درِ شاه خراسان منَم 
 


«انتخاب» افتخار دارد تا به مناسبت ولادت آن امام همام «چهل کلام و حکمت» ا چشمه کلامهای رضوی (ع) را به خوانندگان عزیز تقدیم کند:
التماس دعا

«چهل حكمت رضوى»

1 ـ مِن اَخلاقِ الاَنبیاء التَّنّظُّف


نظافت موجب پاكى جسم است  نظافت مایـه آرام جـان است
امـام هشتمین فرمود بـا خلق  نظـافت شیـوه پیغمبران است


2 ـ صاحِبُ النّعمَةِ یَجِبُ ان یُوَسِّعَ عَلى عِیالِهِ


توانگر را بوَد واجب كه بخشد  زن و فـرزند را از مال دنیـا
دهـد وسـعت به امر زندگانى   بـه شـكر نعـمت حى ّ تـوانا


3 ـ مَن لَم یَشكُرِ المُنعِمَ مِن المَخلوقین لَم یَشكُر اللهَ عزّوجلّ


شـنیده ام كه علـى بن موسـى كاظم  خدیو طوس، بفـرمـود نكته اى زیبـا
كسى كه نیكویى خلق را نداشت سپاس  نكـرده است سپـاس خداى بـى همتـا


4 ـ الایمانُ اداءُ الفرائضِ و اجتِنابُ المَحارِم


فرمود رضــ ا امام هشتم:  انجام فرائــ ض است ایمان
دورى ز محرّمات و زشتى   پرهیز ز ناصواب و عصیان


5 ـ لَم یَخُنكَ الاَمین، وَ لكِن ائتَمَنتَ الخائِنَ  
 
کسی که امین است به تو خیانت نورزد،

كسى كه بیـم ندارد ز كردگار علیم  وِرا به خدمت خلق خدا مكن تعیین
امین نكرده خیانت، تو از ره غفلت    امین شمـرده خیـانت شعار بدآیین


6 ـ الصَّمتُ بابٌ مِن ابوابِ الحِكمة


زبـان تو گـر تحـت فرمان نباشد  خموشـى گزیـن، تا نیفتى به ذلـّت
على بن موسـى الرضا راست پندى :  سكوت است بابـى ز ابواب حكمت


7 ـ الاَخُ الاَكبرُ بِمنزِلةِ الاَب


برادر چو دانا و شد و آزموده  وِرا با پـدر مـى شمارش برابر
بگفتـا امـام بحق، نور مطلق  به جاى پـدر هست، مهتر برادر


8 ـ صدیقُ كُلِّ امْرِئٍ عَقلُهُ و عَدُوُّه جَهلُهُ
 
دوست هر کس عقل او و دشمنش نادانی اوست

بــ ه نزدیـك نـادان بـوَد تـار گیتى   ز دانـش بكـن گـیتـى تـار روشـن
بفرمود فرزنـد موســ ى بـن جعفـر:  تو را عقل یار است و جهل است دشمن


9 ـ التَّوَدُّدُ الى النّاسِ نِصْفُ العَقلِک
 
معاشرت نیکو با مردم نیمی از عقل است

همیشـه در پـى تیـمـار بینـوایان باش  كمك به خلق، ز كردار خـالق احـد است
امام راست در این رهگذر، كلامى نغـز:  كه در معاشرت خلق، نیمى از خرد است


10 ـ التَوَكُلُ اَن لاتَخافَ اَحداً اِلاّ اللهَ
 
توکل این است که از کسی جز خدا نترسی

بزن بـر لطـف حق دست توكل  كـه لطف ایـزدى باشد تو را بس
توكـل آن بـوَد كـاندر دو عالم  به غیر حق نـترسى از دگر كس


11 ـ اَفْضَلُ ما توصَلُ به الرَّحِمِ كفُّ الاَذى عَنْها


فرمـود رضـا ولـى ّ مـطـلق  گنجینـه علم و فضل و احسـان
بهتر صلـه رحـم به گیتى است  خـوددارى از گـزنـد ایشـان


12 ـ اَحسَنُ النّاسِ مَعاشاً مَن حَسُنَ معاشُ غیرِهِ فى معاشِه


بهتـرین رهـرو به راه زندگـى است  آن كه همچـون شمع روشنگـر بـوَد
مردمـان در پرتـوش راحـت زینـد  زندگـى در خـدمتش بـهتـر بــ وَد


13 ـ العَقلُ حِباءٌ مِنَ اللهِ و الادَبُ كُلْفَة


رضـا سبـط پاك رسـول امین  كه نتـوان سـر از خدمتش تافتن
بگفتا: خرد بخشش ایـزدى است  ادب را به كوشش تـوان یافـتن


14 ـ لَیسَ لِبَخیلٍ راحةٌ و لا لِحَسودٍ لَذّةٌ
 
بخیل هیچ گاه احساس راحتی نکند و حسود هیچگاه لذت نچشد

بخل رنج است و حسادت محنت است  از ولـى ّ آمـوز درس عبـرتـــى  
راحتـى در بخــ ل نتـوان یـافـتن  در حسـد هـرگـز نیـابـى لذّتــ ى  


15 ـ مَا الْتَقَتْ فِئَتانِ قَطُّ اِلاّ نُصِرَ اَعظَمُهُما عَفواً


عفــ و آییـن بزرگـــان باشـــد  بـخشش آییـنـه دورانـدیـش اسـت
دو گـروهـى كه به جنگنـد و ستیـز  نصرت آن راست كه عفوش بیش است


16 ـ عَونُك لِلضَّعیفِ اَفضَلُ مِنَ الصَدَقَة


سخنـى دارم از امـام همام  كـه مفید است بهر هر طبقه
دستگیرى ز ناتوان و ضعیف  به یقین، بهتر است از صدقه


17 ـ المُؤمِن اِذا اَحسَنَ استَبشَرَ وَ اِذا اَساءَ استَغفَرَ


گر ز بخت بد به كس بد كرده اى   هان، مشـو نومیـد از درگاه ربّ
مـؤمن ار نیكى كنـد شادان شود  ور كند بد، مى كنـد بخشش طلـب


18 ـ المُسلِمُ الّذى سَلِمَ المُسلِمون مِن لِسانه وَ یَده
 
مسلمان کسی ست که مردمان از گزند دست و زبانش در امان باشد

شـنو پند فرزند موسـى بن جعفر  امـام بحـق، مـاه بـرج امـامت
كسـى هسـت مُسلم كه باشند مردم  ز دست و زبانش به امن و سلامت


19 ـ لَیسَ مِنّا مَن لَم یأمَن جارُهُ بَوائِقَه
 
هر که هم سایه اش از دست او در امان نیست از ما نیست.

به همـسایه نیكى كن اى نیكمرد  كه همـسایه را بر تو حقها بوَد
از آن كس كه همسایه ایمن نبُود  بـفرمود مـولا: نـه از ما بوَد


20 ـ التواضُعُ ان تُعطى النّاس مِن نَفسِك ما تُحبّ ان یُعطوك مِثلَه


چنان سـر كن اى دوست با نیك و بد  كه باشـد ز تـو نیك و بد در امـان
تـواضع چـنان كن به خـلق خـداى   كه خواهـى كنـد خلق با تو چنـان


21 ـ مِن علاماتِ الفقیهِ الحُكم و العِلم و الصَّمت


بصیـر بـاش به احكـام دین حق كه خداى   از آن فقیه كه دانا به حـكم اوست رضاست
نشـانـه هـاى فقـاهـت به نزد پـیر خرد  قضـاوت بحـق و دانـش و سكوت بجاست


22 ـ الصَّفح الجمیلُ العفوُ مِن غیرِ عِتاب
 
نیک آن است که اگر کسی را مورد عو قرار دهی دگر او را سرزش نکنی

عفو چون كرده اى خطاب مكن  كار بـى جا و نـاصـواب مكن
وه چه نیكوسـت، عفـو بى منّت  عفو كـردى اگـر، عتـاب مكن


23 ـ لایَأبَى الكرامَةَ الاّ الحِمارَ


بشـنـو كـلـام نـغـز فـرزنـد پیمبر  گفتـار او روشـنـگـر شبهاى تار است
جز مردم احـمـق نتـابـد رخ ز احسان  هر كس كند احسان مردم ردّ، حمار است


24 ـ السّخى ّ یأكُل مِن طَعامِ الناس لِیأكُلوا مِن طَعامِه


سخـى مى خورد نان ز خوان كسان  كه مردم به رغبت ز خوانش خورند
بخیــ ل از سـر بخـل نان كسـى   نیـارد خـورد تا كه نانش خورنـد


25 ـ السّخى ُّ قریبٌ مِن اللهِ، قریبٌ مِن الجنّة، قریبٌ مِن الناسِ
 
سخاوتمند به خدا نزدیک است به بهشت نزدیک است،با مردمان هم نزدیک است

سخـاوتمنـد هرگز نیست تنهـا  كه تنـهایى نصیب دیگران است
سخـى باشد قریـب رحمت حق  به نزدیك بهشت و مردمان است


26 ـ صدیقُ الجاهِلِ فى التَّعَب
 
دوستی با نادان تو را به سختی اندازد

به نـادان مكـن دوستى ، چون تـو را  گـدازد ز كـزدار خـود روز و شب
بگفتـا علــ ى بن موسـى الـرضـا  رفاقـت به نـادان غـم اسـت و تعب


27 ـ اَفضَلُ العَقلِ معرفَةُ الاِنسانِ بِربّه


ز خـاطر مـبر شـكـر یزدان پـاك  كه شـكـر نعـَم نعمـت افزون كنـد
بهین دانش اى دوست، آن دانشى است  كه ات رهـبرى سوى بـى چـون كند


28 ـ مَن رَضى َ بالیَسیرِ مِنَ الحَلال خفّت مَؤونتهُ


رضـا بـاش بر داده كردگـار  كـه خشنـودى از حق بوَد بندگى  
اگر شـاد گـردى به اندك حلال  سبـك بـگـذرى از پل زندگـى  


29 ـ مَن رَضى بالقَلیل مِن الرِزقِ قُبِلَ منه الیسیرُ مِنَ العمَل


كلامـى شنـو از شهنشاه طـوس  ولـى ّ خـداونـد و سبـط رسـول
چون بر رزق اندك رضایى ، خداى   كنـد طـاعـت انـدكـت را قبول

30 ـ الصَّمتُ یَكسبُ المحبّةَ و هو دلیلٌ على كُلِّ خیرٍ
 
سکوت یا خموشی موجب محبت دیگران شود و راهنمای هر خیری ست

ز حسن خموشى و اوصاف آن  چنین گفت شاه خراسان، رضا
خموشـى به بار آورَد دوستـى   شـود رهگشـاى همه خوبهـا


31 ـ مَن حاسَبَ نَفسَه رَبِحَ و مَن غَفَلَ عَنها خَسِرَ
 
هر که از خود حساب کشد سود برده و هر که از این امر سرباز زند زیان برده

تواى كه دیده فرو بسته اى ز كرده خویش  همیشـه زشتـى احـوال دیگران بینـى  
حساب نفس بداندیش كن كه سـود برى   شوى چو غافل از اعمال خود زیان بینى  


32 ـ مَنِ اعتَبَرَ اَبصَرَ وَ مَن اَبصَرَ فَهِمَ و مَن فَهِمَ علِِمَ
 
هر که از حوادث روزگار عبرت آموزد بینا شود؛هرکه بینا شود خواهد فهمید و هر که بهفمد خواهد دانست

امام راسـت كلامـى كه مرد بـاتدبیر  هزار نكتـه از آن یك كلام مى خـواند
كسى كه عبرت گیرد بسـى شـود بینا  كسـى كه بینــ ا گردد بفهمـد و داند


33 ـ افضَلُ المالِ ما وُقى َ به العِرضُ


توانـگر را بگـو امروز كـن ایثار سیم و زر  كه فردا سیـم و زر در اختیـار دیگـران باشد
بهین مـال آن بوَد كان موجب حفظ شرف گردد  اگر در راه دیگر صرف شد، حاصل زیان باشد


34 ـ المُؤمِنُ اِذا غَضِبَ لَم یُخرِجهُ غَضَبُهُ مِن حَقّ


سخنـى بشنـو از امـام غریـب  تا شـود علم و دانشـت افـزون
مـرد مـؤمن اگر به خشـم شود  نـرود از طریـق حـق بیـرون


35 ـ المُؤمِنُ اِذا قَدرَ لَم یَأخُذُ اَكثَرَ مِن حَقّه


نكـته اى بشنـو ز فرزند رسـول  آن كه مـردم را امـام و پیشواست
گـر كه قـدرت دست مؤمن اوفتاد  بیشتر از حـقّ خود هرگز نخواست


36 ـ النّظَرُ الى ذرّیّةِ محمّدٍ عبادَةٌ


بكـن عادت به كردار بزرگـان  كه نتوان كرد آسان ترك عـادت
نظر كـردن به فرزنـد پیمبـر  بوَد در پیش مرد حق، عبادت


37 ـ اِنّما الحِمیَةُ مِن الشَّى ءِ الاِقلالُ مِنهُ


شنـو از علـى بن موسى الرضـا  كلامى كه افزادیت عقـل و هـوش
چو پرهیز خواهـى كنى از خوراك  به كـم خوردن خوردنیهـا بكـوش


38 ـ لایَعدمُ العُقوبَةَ مَن اَدرَعَ بالبَغى ِ


گو به آن كس كه ظلـم كرد فزون  كـه عقـوبـت نـبـوده نشمـارد
گـر بخـواهـد زیَـد به آرامـش  كیـفـر روزگـار نــ گــ ذارد


39 ـ لاتَطلُبوا الهُدى فى غَیرِ القُرآنِ فَتَضِلّوا

هدایت از غیر قران مجویید،هشدار که گمراه خواهی شد.

40 ـ مِن عَلامةِ ایمانِ المُؤمِنِ، كِتمانُ السِّر و الصَّبرُ فى البأساء و الضرّاء و مُداراة النّاس

نشانه ایمان مومن عبارتست از:انکه سر دیگران بپوشی، در سختیها بردباری کنی وبا مردمان مدارا کنی




ولادت ، وفات ، طول عمر و مدفن آن حضرت

امام رضا ( ع ) در روز جمعه ، یا پنج شنبه 11ذی  حجه یا ذی قعده یا ربیع الاول سال 153یا 148هجری در شهر مدینه پا به دنیا گذاشت . بنابر این تولد آن حضرت مصادف با سال وفات امام صادق ( ع ) بوده یا پنج سال پس از در گذشت آن حضرت رخ داده است .

همچنین وفات آن حضرت در روز جمعه یا دوشینه آخر صفر یا 17یا 21ماه مبارک رمضان یا 18جمادی الاولی یا 23ذی  قعده یا آخر همین ماه در سال 203یا 206یا 202هجری اتفاق افتاده است . شیخ صدوق در عیون اخبار الرضا گوید : قول صحیح آن است که امام رضا ( ع ) در 21رمضان ، در روز جمعه سال 203هجری در گذشته است .

وفات آن حضرت در سال 203در طوس و در یکی از روستاهای نوقان به نام سناآباد اتفاق افتاد .

با تاریخ های مختلفی که نقل شد ، عمر آن حضرت 48یا 47یا 50یا 51سال و 49یا 79 روز یا 9 ماه یا 6 ماه و 10روز بوده است ، اما برخی که سن آن حضرت را 55یا 52یا 49سال دانسته اند ، سخنشان با هیچ یک از اقوال و روایات ، منطبق نیست و ظاهرا تسامح آنان از اینجا نشأت گرفته که سال ناقص را به عنوان یکسال کامل حساب کرده اند . از جمله این اقوال شگفت آور سخن شیخ صدوق در عیون اخبار الرضا است که گفته است : میلاد امام رضا (ع ) در 11ربیع الاول سال 153و وفات وی در 21رمضان سال 203بوده و با این حساب آن حضرت 49سال و شش ماه در این جهان زیسته است .

مطابق آنچه صدوق نقل کرده ، عمرآن حضرت پنجاه سال و شش ماه و ده روز میشود و منشاء این اشتباه را باید عدم دقت در جمع و تفریق اعداد دانست شیخ مفید نیز مرتکب این اشتباه شده است و ما در حواشیهای خود بر کتاب المجالس السنیه متذکر این خطا شده ایم .

بنابر گفته مولف مطالب السؤول ، امام رضا ( ع ) 24سال وچند ماه بنابر قول ابن خشاب 24سال و 10ماه از عمر خویش را با پدرش به سر برد . لکن مطابق آنچه گفته شد ، عمر آن حضرت در روز وفات پدرش 35 سال یا 29سال و دو ماه بوده و پس از درگذشت پدرش چنانکه در مطالب السؤول نیز آمده ، 25سال زیسته است و نیز مطابق آنچه قبلا گفته شد آن حضرت پس از پدرش بیست سال در جهان زندگی کرد .

چنانکه شیخ مفید نیز در اشارد همین قول را گفته است . برخی نیز این مدت را بیست سال و دو ماه ، یا بیست سال و نه ماه ، یا بیست سال و چهار ماه ، یا بیست و یکسال و 11ماه ذکر کرده اند که این مدت ، روزگار امامت و خلافت آن حضرت به شمار است . در طول این مدت آن حضرت دنباله حکومت هارون رشید را که ده سال و بیست و پنج روزبود درک کرد .

سپس امین از سلطنت خلع شد و عمویش ابراهیم بن مهدی برای مدت بیست و چهار روز به سلطنت نشست . آنگاه دوباره امین بر او خروج کرد و برای وی از مردم بیعت گرفته شد و یکسال و هفت ماه حکومت کرد ولی به دست طاهر بن حسین کشته شد . سپس عبد الله بن هارون ، مامون ، به خلافت تکیه زد و بیست سال حکومت کرد . امام رضا ( ع ) پس از گذشت پنج یا هشت سال از خلافت مأمون به شهادت رسید .  


**سخنان کوتاه و مواعظ آن حضرت به نقل از تذکره ابن حمدون امام علی بن موسی بن جعفر علیها السلام فرمود : هر که از خداوند عزوجل به اندک از روزی خرسند شود خدا نیز از او به اندک از عمل خرسند گردد .

انسان پیشامد بد را با سیلی زدن بر روی خود از بین نبرد و تعجیل عقوبت را با پوشیدن زره ستمکاری از میان نبرد . 



برچسب ها: مُلك رضا مُلك رضامندى است،
[ یکشنبه 16 شهریور 1393 ] [ 07:13 ق.ظ ] [ با مرام ]

درباره وبلاگ

چه کسی می گوید که گرانی شده است؟
دوره ارزانی است
دل ربودن ارزان
دل شکستن ارزان
دشمنی ها ارزان
تن عریان ارزان
آبرو قیمت یک تکه نان
ودروغ از همه چیز ارزانتر
قیمت عشق چقدر کم شده است
کمتر از آب روان
وچه تخفیف بزرگی خورده قیمت هر انسان !
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :